فراخوان به محکومیت سرکوب معلمان و اقدام فوری برای آزادی دستگیر شدگان

فراخوان به محکومیت سرکوب معلمان و اقدام فوری برای آزادی دستگیر شدگان



روز سه‌شنبه اول آبان آقای هاشم خواستار فعال سرشناس حقوق معلمان که پیش از این بارها دستگیر و زندانی شده است، در یک اقدام جنایتکارانه توسط اطلاعات پاسداران ربوده و سپس به‌عنوان بیمار روانی به بیمارستان ابن سینای مشهد منتقل شده است. انتقال به «بیمارستان روانی» پس از افشای آدم‌ربایی، هدفی جز سرپوش گذاشتن بر جنایت ندارد..
هاشم خواستار توسط اطلاعات  در  روانپزشکی بستری و ممنوع الملاقات شد  در حالی که در سلامت کامل بوده و تنها داروی تنظیم فشار خون مصرف می‌کرده توسط اطلاعات سپاه در یکی از اتاق‌های  بیمارستان روانپزشکی بستری شده است...

🔺آقای خواستار بعنوان نماینده معلمان آزاده ی ایران، در هر موقعیتی با صدای رسا در مقالات و مصاحبه هایش از حقوق ضایع شده ملت ایران سخن گفته و خواستار اعتراض و قیام ، برای محو استبداد دینی حاکم بر میهن مان می شد. حاکمان مستبد که تحمل این مواضع اصولی و آزادیخواهانه از جانب ایشان را ندارند، دست به این توطئه کثیف زدند تا بلکه از این طریق ایشان را در سکوت و در محیط بسته نگه دارند. در حالیکه همگان میدانند آقای خواستار در سلامتی کامل جسمی و روانی قرار داشته و دارند و بهترین گواه این موضوع کارت بیمه ایشان است که هیچ سابقه منفی از وی در این زمینه وجود ندارد.

اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
فراخوان به محکومیت سرکوب معلمان و اقدام فوری برای آزادی دستگیر شدگان
به‌دنبال تحصن سراسری معلمان در روزهای ۲۲و ۲۳مهرماه رژیم آخوندی، در وحشت از ادامه اعتصابها و اعتراضات، اقدامها و تدابیر سرکوبگرانه علیه فرهنگیان را شدت بخشیده است. وزارت اطلاعات، ادارات حراست و اطلاعات پاسداران در استانهای مختلف کشور شماری از معلمان را بازداشت یا احضار کرده و به پرونده‌سازی برای آنها مبادرت کرده‌اند.
روز سه‌شنبه اول آبان آقای هاشم خواستار فعال سرشناس حقوق معلمان که پیش از این بارها دستگیر و زندانی شده است، در یک اقدام جنایتکارانه توسط اطلاعات پاسداران ربوده و سپس به‌عنوان بیمار روانی به بیمارستان ابن سینای مشهد منتقل شده است. انتقال به «بیمارستان روانی» پس از افشای آدم‌ربایی، هدفی جز سرپوش گذاشتن بر جنایت ندارد..
این اقدامهای سرکوبگرانه در حالی است که رژیم آخوندی کمترین اقدامی برای حل مشکلات معلمان نکرده و به هیچیک از مطالبات آنها پاسخ نداده است. افزایش بی‌سابقه تورم و گرانی، وضعیت معیشتی معلمان را بسیار سخت‌تر کرده است.
مقاومت ایران عموم مراجع بین‌المللی را به محکومیت قاطع اقدامهای سرکوبگرانه رژیم آخوندی علیه فرهنگیان و معلمان و اقدام فوری برای آزادی آقای خواستار فرامی‌خواند و از سندیکاها و اتحادیه‌های معلمان و فرهنگیان و دانشجویان در کشورهای مختلف جهان می‌خواهد از اعتراضات و خواستهای به حق معلمان ایران حمایت کنند.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۳ آبان ۱۳۹۷(۲۵ اکتبر۲۰۱۸)


سفارت آمریکا در پرتغال‌: بحران آب در ایران و میلیاردها دلار هزینه جنگهای نیابتی

سفارت آمریکا در پرتغال‌: بحران آب در ایران و میلیاردها دلار هزینه جنگهای نیابتی


https://bit.ly/2D3WGjd 

از زمان انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹، با سوء مدیریت و پروژه‌هایی که (سودش) به جیب مقامهای فاسد می‌رود، این رژیم سرزمین حاصلخیز ایران را نابود کرده است. 

بیش از ۶۰۰سد ساخته شده، و مسیر تاریخی جریان آب را تغییر داده و منابع حیاتی برای کشاورزان را به ته رسانده است.
همزمان با افزایش رشد جمعیت، این رژیم نیاز داشت که کشاورزان مواد غذایی بیشتری تولید کنند.(اما) به‌طور بی‌حساب و کتابی، اجازه دادند که کشاورزان بدون هیچ محدودیتی، و بدون نگرانی از پایداری (این منابع) چاه حفر کنند. بعد از ۲دهه، دریاچه ارومیه،که یکی از بزرگترین دریاچه‌ها در خاورمیانه است به ۵درصد میزان قبلی خودش رسیده است. رود زاینده رود، که زمانی مسیر آبی اصلی در قلب سرزمین ایران بود، کاملاً خشک شده است. این تغییرات شگفت، نتایج عظیمی را ببار آورده است. با زمینهای کشاورزی از بین رفته و ترس از (کمبود) آب، میلیونها کشاورز، به‌اجبار از سرزمینهای خودشان به سمت زندگی در شهرها رانده شده‌اند.
شهرهایی مانند تهران، جایی است که مردم، در صورت مواجه شدن با کمبود آب و منابع محدود، با بقا، دست و پنچه نرم می‌کنند. گسترش بحران آب در ایران بسیار ساده قابل مشاهده است، ولی این رژیم هم‌چنان مسیر آبراهها را تغییر می‌دهد و سدهای بیشتری برای سودهای مالی پیمانکاران سپاه پاسداران و تجارت عظیم (افسانه‌ای خود) می‌سازد. این رژیم می‌داند که فاجعه زیست محیطی نزدیک است،اما، زور، ستیزه‌جویی و اعمال نفوذ بر روی معیشت مردم ایران را انتخاب می‌کند.

https://twitter.com/USEmbPortugal/status/105522620424302592  

@USEmbPortugal
Almost 97% of #Iran is affected by a water crisis caused by the Iranian regime's choice of war & power over the safety and well-being of its own people @USAdarFarsi ow.ly/Gdj230mlWRI
https://twitter.

سفارت آمریکا در پرتغال با عنوان «ایران با یک بحران شدید آب مواجه است» گزارشی را در توئیتر منتشر کرده است.

در این گزارش هزینه میلیاردها دلار توسط رژیم ایران در جنگهای نیابتی سوریه و یمن و .... و از آنطرف به نابود کردن کشور که خشکسالی و کمبود آب، بیکاری، عدم تامین نیازهای پایه ای مردم، سدسازیهای بی رویه و تغییر مسیر جریانهای آب توسط ارگانهای وابسته به خامنه ای اشاره شده است.

 در این گزارش آمده است: با وجود این‌که ارزش ریال تقریباًً ۷۰درصد سقوط کرده است، رژیم ایران، میلیاردها دلار در جنگهای نیابتی در سوریه، عراق، و یمن هزینه می‌کند. تقریباًً ۹۷درصد کشور تحت تاثیر بدترین خشکسالی در نیم قرن گذشته قرار گرفته است. کمبود گسترده آب و برق کشور را به ستوه آورده است، و (موج) عظیمی از بیکاری و یک اعتراضات عمومی گسترش یابنده (نیز) وجود دارد. رژیم ایران نیازهای پایه‌یی مردم را برآورده نمی‌کند.

com/USEmbPortugal/status/1055226204243025920

بیانیهٔ مشترک ده نماینده پارلمان اروپا: توطئه‌های تروریستی و بسیج شیطان‌سازی رژیم آخوندی علیه مجاهدین در آلبانی


بیانیهٔ مشترک ده نماینده پارلمان اروپا: توطئه‌های تروریستی و بسیج شیطان‌سازی رژیم آخوندی علیه مجاهدین در آلبانی


بیانیهٔ مشترک ده نماینده پارلمان اروپا
فراخوان به لیست‌گذاری تروریستی وزارت اطلاعات و اجرای مصوبه شورای اتحادیه اروپا در آوریل ۱۹۹۷ مبنی بر عدم صدور ویزا برای مأموران اطلاعاتی و امنیتی رژیم و اخراج عوامل اطلاعاتی آن از کشورهای عضو اتحادیه اروپا
موج جدید‌ تروریسم رژیم ایران منعکس‌کننده ناتوانی این رژیم در مواجهه با قیامهای سراسری است که از دیماه سال ۹۶شروع شده و هم‌چنان تداوم دار
ده نماینده پارلمان اروپا با صدور یک بیانیهٔ مشترک درباره توطئه‌های تروریستی و بسیج شیطان‌سازی رژیم آخوندی علیه مجاهدین در آلبانی، بر ضرورت لیست‌گذاری تروریستی وزارت اطلاعات آخوندها تأکید کردند و خواهان آن شدند که مطابق مصوبه شورای اتحادیه اروپا در آوریل ۱۹۹۷، مأموران اطلاعاتی رژیم از کشورهای عضو اتحادیه اروپا اخراج شوند.
نمایندگان پارلمان اروپا که این بیانیه را امضا کرده‌اند، عبارتند از:
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا از استونی
آنتئا مک‌اینتایر، نایب‌ ر‌ئیس حزب محافظه‌کار انگلستان
ادوارد کوکان، وزیر خارجه پیشین اسلوواکی
یوزو رادوش، وزیر دفاع پیشین کرواسی
هاینز بکر، نماینده پارلمان اروپا از اتریش
ژوزه بووه، نماینده پارلمان اروپا از فرانسه
جولی وارد، نماینده پارلمان اروپا از انگلستان
پتری سارواما، نماینده پارلمان اروپا از فنلاند
ریچارد چارنسکی، وزیر پیشین اروپایی لهستان
یان زهرا دیل، نماینده پارلمان اروپا از جمهوری چک
توطئه‌های تروریستی و بسیج شیطان‌سازی رژیم آخوندی علیه مجاهدین
در بیانیهٔ مشترک نمایندگان پارلمان اروپا درباره توطئه‌های تروریستی و بسیج شیطان‌سازی رژیم آخوندی علیه مجاهدین، ضمن اشاره به توطئه‌های تروریستی رژیم در آلبانی و سوءقصد خنثی شده علیه گردهمایی مقاومت ایران در پاریس و همچنین دستگیری دو تن از مأموران وزارت اطلاعات در آمریکا به‌خاطر جاسوسی علیه مجاهدین آمده است: «با توطئه علیه گردهمایی صد هزار نفره پاریس که در آن صدها تن از مقامهای اروپایی و ایالات متحده، از جمله تعدادی از نمایندگان پارلمان اروپا شرکت کرده بودند، رژیم ایران از تمام خطوط قرمز عبور کرد. یک دیپلمات این رژیم مستقر در وین، (در لوکزامبورگ) شخصاً مواد منفجره را به عوامل دیگر تحویل داد. وی که در خاک آلمان توسط پلیس در اول ژوئیه دستگیر شد، در ۹اکتبر به بلژیک تحویل داده شد تا دادگاهی شود. در تاریخ ۲اکتبر، مقامهای فرانسوی اعلام کردند که توطئه برای حمله به گردهمایی پاریس توسط سرویس‌های اطلاعاتی (حکومت) تهران سازماندهی شده بود. فرانسه دارایی‌های متعلق به وزارت اطلاعات (رژیم) ایران را مسدود کرده است.
موج جدید‌ تروریسم رژیم ایران منعکس‌کننده ناتوانی در مواجهه با قیامهای سراسری است
نمایندگان پارلمان اروپا سپس با تأکید بر شکست خوردن تلاش‌های رژیم و لابی‌های آن که سعی می‌کنند این طرح را تنها به عناصر خودسر در درون رژیم نسبت دهند، می‌افزایند:« موج جدید‌ تروریسم رژیم ایران منعکس‌کننده ناتوانی این رژیم در مواجهه با قیامهای سراسری است که از اواخر سال ۲۰۱۷(دیماه ۹۶) شروع شده و هم‌چنان تداوم دارد. (حکومت) تهران، سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌خاطر سازماندهی اعتراضها و اعتصاب‌ها مقصر می‌داند. اعتصاب‌ها در بازار تهران و بسیاری شهرهای دیگر و اعتصاب رانندگان کامیون، در شمار تازه‌ترین دور اعتراضات مردمی است".
بسیج شیطان‌سازی رژیم ایران علیه اپوزیسیون با به خدمت کردن عواملش در رسانه‌ های غربی
نمایندگان پارلمان اروپا در بیانیهٔ خود، اضافه می‌کنند: «رژیم ایران به موازات سرکوب در داخل کشور و تروریسم در خارج، بسیج شیطان‌سازی خود را علیه اپوزیسیون ایران با به خدمت گرفتن عواملش که در تعدادی از رسانه‌های غربی نفوذ کرده‌اند، افزایش داده است مجاهدین در آلبانی هدف اصلی این بسیج شیطان‌سازی هستند. رژیم از انتقال امن تمام اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران به آلبانی از آنجا که موفق به نابودی آنها در عراق و یا تسلیم آنها نشد خشمگین است و با سرهم‌کردن دروغهای پوچ به‌روشنی برای عملیات تروریستی بیشتر زمینه‌سازی می‌کند. ما کاملاً از دروغ بودن این ادعاها که در یک کر همآهنگ و هم‌زمان در بعضی از رسانه‌ها منتشر می‌شود آگاهیم.
دیدار هیاتهای پارلمان اروپا با مجاهدین در اشرف و آلبانی
از سال ۲۰۰۵چندین هیأت از پارلمان اروپا به کمپ اشرف در عراق رفتند و به‌طور خصوصی با ساکنان اشرف دیدار کردند و گزارشهای خود را درباره این دیدارها منتشر کردند. برخی از ما همچنین از محل جدید سازمان مجاهدین خلق ایران در آلبانی بازدید کرده و حضوری با اعضای آن دیدار کرده‌ایم. تجربه دو دهه‌یی ما با این اپوزیسیون روشن می‌سازد که این جنبش یک جنبش واقعاً دموکراتیک و مسئول است که تنها هدفش استقرار دموکراسی و حقوق‌بشر در ایران است. آنها عمیقاً به مردم و قوانین آلبانی احترام می‌گذارند و روابط دوستانه با کشور میزبان ایجاد کرده‌اند اعضای مجاهدین خلق در حال تلاش برای آزاد کردن وطن خود به‌صورت داوطلبانه و آزادانه هستند.
خانم مریم رجوی در سال ۲۰۰۴ در پارلمان اروپا اعلام کرد تنها راه‌حل در رابطه با مسأله ایران، تغییر رژیم توسط مردم و مقاومت ایران است. او از جامعه بین‌المللی خواسته است تا به سیاست مماشات پایان دهند و سیاستی قاطع در برابر رژیم اتخاذ کنند. ما از طرح ده ماده‌یی مریم رجوی برای ایران آزاد که همراه با تعهدات اثبات‌شده این جنبش به اصول دموکراتیک به ما امید بسیاری برای آینده می‌دهد. حمایت کرده‌ایم
وزارت اطلاعات (رژیم) ایران در فهرست تروریسم اتحادیه اروپا و سازمانهای تروریستی خارجی آمریکا قرار گیرد
بیانیهٔ ده نماینده پارلمان اروپا، در پایان بر خواسته‌های زیر تأکید می‌کند:
۱- وزارت اطلاعات (رژیم) ایران با توجه به نقش غیرقابل انکار آن در تروریسم، باید در فهرست تروریسم اتحادیه اروپا و فهرست سازمانهای تروریستی خارجی ایالات متحده قرار گیرد.
۲- طبق مصوبه شورای اتحادیه اروپا در آوریل ۱۹۹۷، «نباید برای (افراد رژیم ایران) که از مأموریت اطلاعاتی و امنیتی برخوردارند ویزا صادر شود» و «پرسنل اطلاعاتی (رژیم) ایران باید از کشورهای عضو اتحادیه اروپا اخراج شوند".
۳- مأموران این رژیم یک تهدید عمده برای مجاهدین در آلبانی هستند. این مأموران تحت بهانه‌های مختلف، به‌خصوص به‌عنوان خبرنگار کار می‌کنند. عاجل‌ترین قدم برای حفاظت از این پناهندگان، اخراج مأموران اطلاعاتی (رژیم) تهران توسط دولت آلبانی است. تجربه نشان داده است که وقتی جاسوسان و مأموران (رژیم) ایران، تحمل می‌شوند، امنیت کشورهای میزبان به‌خطر می‌افتد.
تکاپویی یک‌سویه، ایثاری همه‌جانبه
از نقش‌های رقم‌زننده راهگشایی‌ها و تغییر تعادل‌قوای سیاسی و حقوقی توسط مریم رجوی، باید به تحولی اشاره نمود که تضمین آینده تمامیت مقاومت برای آزادی و 

پیوند آن با میهن و جامعه و مردم ایران شد. این تحول تاریخی همان «هجرت .بزرگ» مجاهدین از عراق به آلبانی است

خامنه‌ای و باز هم «امید درمانی» و «باید درمانی

خامنه‌ای و باز هم «امید درمانی» و «باید درمانی


خامنه‌ای روز چهارشنبه ۲۵مهر ۹۷ با گروهی از نیروهای رژیم که به‌عنوان «نخبگان علمی» معرفی شدند، دیدار کرد و برای آنها منبر رفت.
خامنه‌ای چی گفت؟ هدفش از بیان این حرفها چه بود و می‌خواست از این طریق چه تضادی را در رژیمش حل کند؟
نکات مهم حرفهای روز چهارشنبه  خامنه‌ای
به‌لحاظ حجم، عمده سخنرانی چهارشنبه خامنه‌ای همان روضه‌خوانی‌های همیشگی و قدرت‌نمایی‌های پوشالی و رجزخوانی‌های مسخره بود نظیر این که:
"جمهوری اسلامی نقشه‌های شوم آمریکا را برهم‌زده است."
همه یقین و مسلم بدانند که آمریکا این بار هم از ملت انقلابی ایران تودهنی و شکست خواهد خورد.
توان موشکی باید به کوری چشم دشمن هر روز افزایش یابد. و...»
خامنه‌ای با همین دود و دم‌هایی که سعی می‌کند با آن ضعف شدید رژیمش را بپوشاند، همان حرفهایی که خودش در سخنرانیش در ورزشگاه آزادی(۱۲مهر) گفت را تکرار کرد و بعد هم از سر ناچاری اضافه کرد:
"اینها رجزخوانی نیست اینها شعار محض نیست سخن توخالی مثل بعضی از شعارها و حرفهایی که بعضی دیگر می‌زنند نیست"
امیددرمانی!
این، آخرین دستاورد و تنها دستاورد تمامی آن نکاتی است که خامنه‌ای و روحانی در تمامی این کشاکش‌ها و جدل‌ها و مجادله‌ها، کف دست ملت گذاشته‌اند!
حتی کارشناس‌هایی هم که اصولاً کارشان ارائه راه‌حل عملی است، در نهایت به این می‌رسند که باید «امید بدهند"!
چرا؟ چون راه‌حل ندارند. چون در بن‌بست هستند. وگرنه چرا خامنه‌ای در ورزشگاه آزادی چند بار تأکید می‌کرد و تلاش می‌کرد به پاسدار بسیجی‌هایش بقبولاند که: باور کنید «در بن‌بست نیستیم!» این حرف‌ها در واقع آخرین و تنها راه برای جلوگیری از ریزشهای فله‌ای نظام در شرایط فعلی است.
بعضی حرفها و دود و دم‌های خامنه‌ای عیناً تکرار حرفهای قبلی‌اش بود؛ مانند:
جنگ نظامی اتفاق نمی‌افتد اما مسائلی هست که اهمیتش از جنگ کمتر نیست
"تا طرف مقابل، برجام را پاره نکند، ما آن را پاره نمی‌کنیم، اما اگر برجام را پاره کنند ما آن را ریزریز می‌کنیم"
جالب است که آمریکا به گفته خود رژیم برجام را آتش زده، اما این تازه می‌گوید اگر پاره کنند... چرا که نیروهای باند خودش هم اینجا و آنجا او را مضحکه کرده و گفته بودند مگر خود مقام رهبری نگفت که برجام را آتش می‌زنم پس چه شد؟
درباره برجام چه گفت؟
خامنه‌ای در مورد اروپا و برجام اروپایی هم گفت:
اروپایی‌ها با درک این‌که برجام به نفع آنها و آمریکایی‌هاست، با سخنان رئیس‌جمهور آمریکا درباره، پاره کردن برجام مخالفت کردند که این موضع‌گیری خوب است اما کافی نیست.
در حالی که پیش از این خیلی محکم‌تر در مورد اروپا حرف زده بود.
حرف‌هایی که خامنه‌ای نزد!
اما به هر حال، حرفهایی که خامنه‌ای نزد خیلی مهمتر از حرفهایی بود که زد. یعنی به مسائل و بحرانهایی که همین الآن روی میز رژیم است، مانند؛
FATF و لایحه CFT که این روزها گریبانگیر رژیم است یا مذاکره با آمریکا که دعواهای سختی در درون رژیم بر سر آنها جریان دارد، صحبتی نکرد و تنها با اشاره‌یی که البته اهل فن می‌فهمند و می‌گیرند، گفت:
"نباید مطالبی مطرح شود که اگر مثلاً در فلان قضیه توافق نکردیم چنین و چنان می‌شود."

مبارزات فرهنگیان ایران


مبارزات فرهنگیان ایران
روز دوشنبه ۲۳مهر (۱۵اکتبر)  ۱۳۹۷معلمان شریف و آزاده در سراسر کشور در اعتراض به وضعیت وخیم معیشتی خود و سرکوب و فضای امنیتی در مدارس و به‌منظور دستیابی به حقوق پایمال شده‌شان دست به اعتصاب زده و از رفتن به کلاسهای درس خودداری کردند.
بنا‌به آخرین اخبار دریافتی اعتصاب و تحصن معلمان در بیش از ۶۰شهر کشور آغاز شد. این شهرها شامل:
مشهد - هنرستان خمینی، هنرستان رازی، دبیرستان موسوم به خمینی، کرج - فرهنگیان هنرستان ابوریحان و هنرستان شهدای حصار، دبیرستان امیرالمومنین،مریوان - دبیرستان نمونه دولتی فرزانگان، شایستگان،‌دبیرستان اندیشه، دبیرستان دخترانه‌ تیزهوشان،اصفهان - صارمیه و هنرستان حاج حسن مکتبی، دبیرستان هراتی، دبیرستان علامه طباطبایی، همدان - هنرستان امیرکبیر وسایر شهر های ایران به این اعتصاب سراسری پیوستد.
معلمان متحصن از جمله به پایین بودن حقوق و مزایای خود و زندگی در زیر خط فقر، تورم و گرانی افسارگسیخته و کاهش قدرت خرید؛ زندانی کردن معلمان؛ محرومیت از تشکلهای مستقل؛‌ برخوردار نبودن از بیمه کارآمد و فراگیر؛ چپاول موجودی صندوق ذخیره فرهنگیان؛ اجرا نشدن قانون مدیریت خدمات کشوری از سال ۸۵؛ اجرا نشدن طرح رتبه‌بندی طی سه سال گذشته و اجرا نشدن طرح معلم تمام وقت معترضند و خواستار تأمین امنیت فعالان صنفی، آزادی معلمان دربند، آموزش وپروش رایگان و لغو احکام درون سازمانی در خصوص فعالان صنفی و بازگشت به کار فعالان صنفی و فرهنگی هستند.
متحصنان همچنین به نقض حق تحصیل رایگان برای همه؛ غیراستاندارد و ناایمن بودن مدارس؛ افت فاحش آموزش کشور و پایین بودن محتوای کتب آموزشی؛ فشردگی و شمار بالای دانش‌آموزان کلاسها؛ و نبود بودجه مورد نیاز آموزش و پرورش کشور اعتراض دارند.
تاریخچه مبارزات فرهنگیان

مرحله اول یادی از یک خیزش تاریخی در دهه 40 

از اواخر سال ۱۳۳۹ معلمین ایران که شرایط بسیار سختی را می‌گذراندند برای رسیدن به حقوق خود شروع به برگزاری تجمعاتی در سراسر کشور و طرح خواسته‌های خودکرده بودند و در ادامه اعتصاباتشان در روز ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۴۰ تحصن بزرگی مقابل مجلس شورای ملی در میدان بهارستان تشکیل دادند و پلیس شاه تجمع آن‌ها را به گلوله بست. اعتصابی که نهایتاً سبب سقوط دولت شریف امامی و پیروزی معلمین و رسیدن آنان به درخواست‌هایشان شد. یادآوری آن تظاهرات در شرایط امروز انگیزاننده است.
معلمین مدارس و دبیران دبیرستان‌ها در اردیبهشت سال ۱۳۴۰ برای افزایش دستمزد و بهبود شرایط تدریس و … دست به تعطیلی کلاس‌ها و تظاهرات زدند. در ادامه اعتراضات و اعتصابات در روز ۱۲ اردیبهشت در میدان بهارستان مقابل مجلس شورای ملی تظاهرات بزرگی را ترتیب دادند. پلیس با استفاده ماشین‌های آتش‌نشانی کوشید آنان را از جلو مجلس پراکنده کنند.
در این موقع تعدادی از معلمین مرد، برای حفاظت از زنان که در معرض آب پرفشار بودند، خط مقدمی تشکیل می‌دهند. دبیر فلسفه آقای دکتر ابوالحسن خانعلی در این ردیف بوده است. خط اولی‌ها ازجمله دکتر خانعلی لوله آب‌پاش را به سمت خود پلیس برمی‌گردانند. پلیس وقتی از آب‌پاش‌ها نتیجه‌ای نمی‌گیرد شروع به تیراندازی هوایی می‌کند. اما معلمان بی ترس و بیم ایستادند و به اعتراضات خود ادامه دادند. پس‌ازآن که پلیس با تیراندازی‌های هوایی نمی‌تواند معلمین را متفرق کند، رییس کلانتری، سرگرد ناصر شهرستانی که در ضلع شمالی میدان بهارستان بود - به صحنه می‌آید وشروع به تیراندازی مستقیم می‌کند. در این تیراندازی تعدادی زخمی می‌شوند و دراین ‌بین گلوله‌ای به سر ابوالحسن خانعلی اصابت می‌کند و در جا شهید می‌شود.
معلمین جنازه او را از دست مأمورین بدر می‌برند. غروب همان روز ده ها نفر جنازه شهید خانعلی را به مسجدی در غرب بهارستان می‌برند. و در آنجا حدود صد نفر تا صبح می‌ایستند و از جنازه محافظت می‌کنند تا افراد پلیس و افراد دیگری از دشمن نتوانند به جنازه دسترسی داشته باشند.
در روز ۱۳ اردیبهشت تشیع جنازه بزرگ و بی‌سابقه‌ای به عمل می‌آید و مردم زیادی هم به معلمین پیوستند. معلمین در روزهای بعد به اعتراضات و تظاهرات ادامه دادند. ۴-۵ روز بعد دولت شریف امامی سقوط کرد و امینی به نخست‌وزیری انتخاب شد و دولت مجبور شد که به همه درخواست‌های معلمین پاسخ مثبت بدهد.
معلمین سراسر کشور در بیانیه‌ای در شب هفت خانعلی ۱۲ اردیبهشت را روز معلم در ایران اعلام کردند. هرساله در این روز در مدارس برنامه ویژه و بزرگداشت شهید ابوالحسن خانعلی برگزار می‌شد. آز آنجا که خانعلی که دبیر فلسفه و زبان عربی بود سال آخر دکترای فلسفه در دانشگاه تهران را می‌گذراند، او را به نام دکتر خانعلی یادکردند.
آری در ادامه اعتراضات و ایستادگی و همبستگی، معلمین توانستند شاه را وادار به عقب‌نشینی کنند. اعتراضات و تظاهرات معلمین یک حرکت سازمان‌یافته، پس از کودتای خائنانه ۲۸ مرداد بود.کیهان ۱۴ اردبیهشت همان سال در مقاله ای با عنوان معلم‌اند نه اخلال گر چنین آمده است:
“… در مملکتی که روغن یک من ۶۰ تومان و گوشت سی و سه تومان است، چگونه یک خانواده می‌تواند با ماهی ۲۰۰ تومان زندگی کند؟ آن هم خانواده‌ای که فهم دارد، شعور دارد و وضع دیگران را می بیند… درحالی که مدیران رده بالا بیش از ده هزار وسیصد تومان می گیرند…. کسانی که روی مغز معلم تیر خالی کرده باید پیدا شوند مامور دولت باید بین طبقه‌ی معلم و دزد و راهزن فرق بگذارد…”
تظاهرات معلمان و کشته شدن دکتر خانعلی فضای سیاسی ایران را از رکود خارج کرد. در ۱۸ اردیبهشت در اجتماع بزرگ معلمان، طی صدور قطعنامه‌ای روز ۱۲ اردیبهشت به یادبود اعتصاب معلمان و کشته شدن دکتر خانعلی، روز معلم اعلام شد و مقرر شد که در این روز همه ساله کلیه‌ی مدارس و موسسات فرهنگی در سراسر کشور تعطیل شود. یادآوری این نکته ضروری است که:
رژیم آخوندی در اردیبهشت ۵۸ روز معلم را به نفع خود مصادره کرد، یک دزدی آشکار در همان ماه‌های اول انقلاب. در روز ۱۱ اردیبهشت گروه فرقان مطهری را می‌زند. رژیم روز بعد که او را دفن می‌کند بابی شرمی روز 12 اردیبهشت، که در سال ۱۳۴۰به مناسبت شهادت دکتر خانعلی روز معلم نام‌گذاری شده بود را دزدیده و آن روز را منتسب به مطهری و روز معلم نامید.
خاموش شدن شعله اعتراضات
در روز جمعه ۲۲ اردیبهشت سال ۱۳۴۰ اجتماع معلمین در باشگاه مهرگان تشکیل شد و محمددرخشش(وزیر فرهنگ )گفت: چون تصویب نامه‌ای درهیات دولت تهیه شده است، ما ختم اعتصاب را اعلام می‌کنیم. عده ی زیادی از معلمان خواستار قرائت در رادیو  ورویت مصوبه بودند؟ درخشش با ربط دادن این موضوع که ممکن بود سر و صداى عده دیگرى از کارمندان بلند شود.» موضوع را دور زد وسپس پیشنهاد کرد آنها که با شکستن اعتصاب موافق هستند، دست‌ها را بلند کنند. وجلسه متشنج شد. درخشش گفت: «کسانى که شکستن اعتصاب را تصویب نکرده‏اند، اخلالگرند، نه معلم و ما آنها را معلم نمى‏دانیم، جزو اخلالگرها معرفى و دستگیر می‌‏شوند.» و به این ترتیب اعتصاب پایان یافت.
اقای درخشش در نطق خود به مناسبت روز معلم سال بعد چنین اظهار داشت:” متاسفانه در مبارزاتی که در پیش گرفتیم همیشه دو جناح با ما مبارزه کردند. اول جناج چپ نما و مخرب که برای این مبارزه ستیزه می‌کنند که نتوانستند اعتصاب طبقه‌ی معلمان را با هدف پوچ خودشان آلوده کنند … ما دکان‌های آنان را تخته کردیم… جناح دوم دست‌راستی‌های گردن کلفت
واقعه دیگری که در همین دهه برجسته است واقعه16 آذر ۱۳۳۲ می باشد
جنبش دانشجویی در مبارزه ضد دیکتاتوری همواره جایگاه ویژه ای داشته است. جنبش دانشجویی با شهادت سه دانشجوی مبارز؛ مهدی شریعت رضوی، احمد قندچی و مصطفی بزرگ نیا و زخمی شدن دهها دانشجوی دیگر در دانشگاه در ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲، برگ زرینی از خود در مبارزه علیه دیکتاتوری شاه بر جای گذاشت و روز ۱۶ آذر را به روز دانشجو، و روز تجدید عهد دانشجویان با مبارزه مردم ایران برای آزادی و عدالت به ثبت رساند.

شوریدن بر وضع ذلت بار موجود، به چالش گرفتن استبداد، فداکاری و از جان گذشتگی از جمله ارزشها و سنتهای جنبش دانشجویی از روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ تا کنون است. این ارزشها در پیوند جنبش دانشجویی با جنبش کارگری ومعلمان و در فراسوی ارزشهای مبارزاتی مردم ایران برجسته می شود.
به این ترتیب روند حرکت صنفی معلمان پس ازاین پیروزی وعلیرغم تقدیم شهدایی همچون معلم شهید مجاهد خلق فاطمه امینی که در کسوت یک چریک مبارزه با گرفتن اسلحه به مصاف دیکتاتوری شاه رفت و مرضیه اسکویی علیرغم افت وخیز های فراوان  به تدریج دچار رکود شد و این رکود تا سال ۵۶ ادامه یافت.
در این سال کانون‌های مستقل معلمان بار دیگر شکل گرفت. حتی باشگاه مهرگان نیز بار دیگر فعالیت‌های خود را آغاز کرد. اما شعارهای صنفی تحت شعاع ، شعار سرنگونی شاه قرار گرفت. اعتصاب بزرگ معلمان در مهر و آبان سال ۵۷ و حضور چند صد هزار معلم و میلیون‌ها دانش آموز فراموش‌شدنی نیست. اما پس از پیروزی انقلاب بار دیگر معلمان آگاه و مبارز در جریان پاک‌سازی های گسترده در وزارت آموزش و پرورش توسط هسته‌های گزینش از کار برکنار شدند و … باز هم رکود و سکوت و… !!!
مرحله دوم بازخوانی اعتصاب معلمان در دهه ۸۰
برای مدتی جنبش مستقل معلمان را دچار رکود کرد. اما از آنجایی که بی‌عدالتی و نابرابری برای هیچ کس قابل تحمل نیست بار دیگر در دهه‌ی ۸۰ اعتراضات معلمان اوج گرفت. وضع معیشت و زندگی معلمان در دهه‌ی ۸۰ تفاوت چندانی با دهه‌ی ۴۰ ندارد. باز هم آموزگاران باید برای حداقل‌های زندگی بعد از ساعت ها تدریس به مسافرکشی و یا نگهبانی و…..حتی دست فروشی مشغول می شوند.
پس از ۱۸ تیر ۱۳۷۸، ائتلاف جبهه دوم خرداد با بهره گرفتن از فضای آن روزها و با وعده اصلاحات سیاسی و گشودن فضا برای فعالیت احزاب و اصناف و انجمن ها، اکثریت کرسی‌های مجلس ششم را در دست گرفتند، در همین سال‌ها چند تشکل نزدیک به جریانات اصلاح­طلبی مانند سازمان معلمان ایران و برخی کانون‌های صنفی از دولت خاتمی مجوز فعالیت گرفتند. اولین خیزش معلمان برای احقاق حقوق خود با شعار”معلمان ایران شنبه به سوی تهران” در سال ۸۰ معلمان را به مقابل مجلس و دفتر ریاست جمهوری فراخواند. مجلس در مقابل شعار ” مجلس پِرشیایی به کار ما نیایی” بی‌اعتنایی و تهدید پلیس را نثار معلمان کرد. اما دولت خاتمی در خیابان پاستور راه بر معلمان بست و به ضرب باتوم چهره واقعی و فرهنگی! خود را به معلمان نشان داد. بار دیگر مطالبات معلمان به محاق رفت هرچند این مطالبات بارها تا سال ۸۴ و پایان دوره حاکمیت به اصطلاح اصلاح‌طلبان تکرار شد اما تشکل‌های خوش‌بین به دولت در بسیاری موارد مانع تعمیق خواست‌های برحق معلمان شدند تا برآمدن دولت احمدی نژاد که در قالب شعارهای به ظاهر چپ و مردمی ، راست‌ترین سیاست ها را به اجرا گذاشت و موجب آسیب فراوان به طبقات فرودست از جمله معلمان گردید.

از بهمن ماه ۱۳۸۵ زمزمه‌ی اعتراض معلمان همه جا پخش شده بود. یکی از عوامل اعتراض معلمان نسبت به وضعیت موجود فقری است که در این گروه از جامعه به رغم، شان و منزلت اجتماعی و فرهنگی حاکم است. بیشتر معلمان زیر خط فقر زندگی می کنند. کوتاهی آشکار دولت مردان و مجلسیان در پی گیری خواست فرهنگیان و بی اعتنایی تبخترآمیز آن ها در برخورد با معلمان ، موجب شد که آن ها به شیوه ی مدنی ، تجمع در محیط های اداری آموزش و پرورش و عدم حضور در کلاس های درس متوسل شوند.
معلمان در بیانیه ها ، گردهمایی ها و مذاکرات خود با مسولان خواستار ارتقای کیفیت فضاهای آموزشی، افزایش سرانه‌ی آموزشی ، تجهیز مدارس به تکنولوژی آموزشی روز ، رفع بحران مدارس چند شیفته ، استیجاری و یا در معرض تخریب ، نهادینه کردن نظام مدیریت انتخابی در مدارس و تسری آن به مدیران مناطق و استانی ، تمرکز زدایی از آموزش و پرورش و ضرورت عنایت به آمایش سرزمینی در طراحی رسانه ها و محتوای آموزشی ، حذف نگاه امنیتی و حراست سالار از آموزش و پرورش و جایگزینی آن با نگاه انسان محور ، توسعه ی آزادی بیان در آموزش و پرورش و در نهایت اصلاح نظام گزینش عقیدتی معلمان هستند ، چرا که این مسائل آن ها را به محافظه کاری ، انفعال و بی‌انگیزگی سوق می‌دهد.
نمایندگان تشکل‌های صنفی فرهنگیان کشور بنا بر اعلام قبلی و با دعوت از سوی دبیرخانه در روز جمعه ۱۱/۱۲/۸۵ برای بررسی شرایط و اخذ تصمیم در تهران گرد هم آمدند. به رغم قرارداد با خانه‌ی معلم شمیرانات و پرداخت هزینه های آن، با دخالت نیروهای نامشخص درهای خانه ی معلم مذکور صبح روز جمعه زنجیر شد و نمایندگان بیش از چهار ساعت زیر برف و پشت درهای بسته‌ی خانه معلم در منطقه درکه تهران ماندند. درهای سالن غذاخوری ای هم که برای صرف ناهارآن ها ،اجاره شده بود نیز در کمال ناباوری با دخالت ماموران انتظامی به روی معلمان بسته شد و در نهایت فعالان صنفی جلسه خود را در زیرزمین خانه یکی از همکارانشان برگزار کردند و اجبارا شب را نیز در همان محل با امکانات ضعیف گرمازایی، سپری کردند. در این نشست تصمیم گرفته شد که روز ۱۲/۱۲/۸۵ با گردهمایی مقابل مجلس خواستار تحقق مطالبات خود گردند. معلمان بیش از هر چیز خواستار حفظ و ارتقای شان معلمی در جامعه هستند. در همین زمان نیز اطلاعیه ای جعلی با امضای کانون صنفی معلمان ایران توزیع گردید که لغو گردهمایی را اعلام می کرد . معلمان خواستار پی‌گیری قضایی موضوع ، توسط دبیرخانه کانون شدند.” مدعی العموم کجاست تا با جعل کنندگان اعلامیه کانون صنفی معلمان برخورد قانونی کند”؟
دوازده اسفند ۸۵ آموزگاران بدون هیچ وسیله ی تبلیغی گرد هم آمدند تا بعد از چند دهه فریاد بزنند: ” تا حق خود نگیریم ، آرام نمی‌نشینیم “، ” چراغی که باشد به خانه روا ، به مسجد حرام است و هم ناروا” . میدان بهارستان بار دیگر بعد از چهل و اندی سال شاهد موج عظیم معلمانی شد که برای احقاق حقوقشان به خیابان آمده بودند. موج عظیم معلمان دسته دسته از دهانه‌ی ایستگاه متروی بهارستان خارج شده و به سمت ساختمان مجلس می‌آیند تا به تخصیص نیافتن بودجه به لایحه نظام هماهنگ حقوق و احتمال اجرا نشدن آن در سال ۸۶ اعتراض نمایند و بگویند ” نظام هماهنگ اجرا باید گردد”،” مگر تورم پلکانی بالا می‌رود که حقوق ها پلکانی افزایش یابد”. حضور زنان معلم تحسین همگان را بر انگیخت ، حتی همکاران مردشان را و فریاد آن ها بالاتر از همه از گوشه‌ی شرقی محوطه به گوش می‌رسید: “حیثیت و منزلت ، حق مسلم ماست “.
در انبوه جمعیت بیست هزار نفری معلمان، خانم معلم بازنشسته‌ای بر روی سکو ایستاد. با صدایی که تا شعاع چند متری می رسید، خطاب به مسوولان گفت: آموزش و پرورش ما با دوره قبل چه فرقی کرده است؟ اگر آن زمان مدارس ملی بود امروز مدارس آن چنانی ! امکان تحصیل را از فرزندان مان گرفته است . من معلم کجا می‌توانم فرزندم را به آن مدارس بفرستم . در مدارس دولتی نیز محتوای آموزشی آن چنان نازل است که جایی برای رشد فرزندانمان نمی ماند و
یکی از برگزارکنندگان نیز خطاب به رییس جمهور گفت : اقای رییس جمهور اگر شما بیست میلیون رای دارید، ما جمعیت یک میلیونی معلمان با دانش‌آموزان و خانواده‌هاشان حداقل پنجاه میلیون نفر را می‌توانیم به خیابان‌ها بکشانیم و از خانواده‌ها تقاضا کرد که در این مورد صبورانه برخورد نمایند و نگران وضعیت تحصیل فرزندانشان نباشند چرا که همراهی آن ها به نفع فرزندانشان نیز هست و
وی خطاب به مسولان گفت: آفرین به وزیر نفت که ضمن حمایت از حقوق‌های ملیونی کارکنانش خواهان افزایش حقوق آن‌ها نیز شد. وزیر نفت در توجیه این درخواست خود اعلام کرد که کارکنانش ضمن این که از مدارک بالا برخوردارند، در مناطق بد آب و هوا و محروم نیز کار می کنند . سوال من این است که آیا معلمان ما مدارک‌شان کم‌تر از کارکنان آن وزارت‌خانه است؟ معلمان ما که در استان‌های فقر زده و محروم ، خدمت می کنند و از حداقل امکانات نیز بی‌بهره هستند ، بیش‌تر از آن‌ها مشمول این بی‌حقوقی نیستند؟، پس چه گونه است که حقوق آن‌ها ده برابر یک معلم است ؟. ما اصلا خواستار کم کردن حقوق آن‌ها نیستیم، بل که آن ها به جز مدیران رده بالا و برخی کارشناسان، حق خود را می گیرند و این حق باید به بقیه نیز داده شود: ” هماهنگی حقوق خواسته مشروع ماست – هر سخنی غیر از این بیهوده و نارواست “، ” دولت ، مجلس ، نگهبان – غافل ز فرهنگیان
تجمع معلمان بنا به خواست مسوولان برگزاری، با این مضمون که تا حادثه ای پیش نیامده محل را ترک نمایند که بتوانند معلمان بیش‌تری را به میدان آوردند. با خواندن بیانیه پایانی در بعد از ظهر پایان یافت. پنجشنبه ۱۷ اسفند بار دیگر معلمان جلوی مجلس جمع شدند. سه ایستگاه نزدیک به مجلس، تعطیل و درهای آن ها بسته شده بود و انواع نیروهای امنیتی و پلیس تمامی فضاهای اطراف مجلس را احاطه کرده بودند. انواع اتومبیل‌های پلیس نیز تماما کنار خیابان‌های اطراف مجلس پارک شده بود. معلمان امروز دیگر با فیش‌های حقوق خود آمده بودند. فقط معلمان را با کارت شناسایی به جلوی مجلس راه می‌دادند. اما معلمان می‌گفتند معلم که کارت شناسایی نمی‌خواهد. از چند متری قیافه‌اش فریاد می زند که کیست ؟! مردمی که برای شرکت در این تجمع آمده بودند، اجبارا در آن پیاده‌روهای خیابان‌های روبرو می‌ایستادند. دانش آموزان زیادی هم آمده بودند. نیروهای پلیس با آن‌ها برخورد خشنی داشتند و سریعا آن ها را از محل دور می‌کردند.
در میان تجمع‌کنندگان و در هیاهوی شعارها و سخنرانی‌ها، کارت های قرمز رنگی در دستان بیش ازبیست و پنج‌هزار معلم بالا می‌رفتند و فضای بسیار پر ابهت ایجاد می کرد. هزاران معلم از تهران ، شهرهای اطراف و، شهرستان‌های مختلف ،روز پنجشنبه ۱۷/۱۲/۸۵ مقابل درب مجلس شورای اسلامی گرد هم آمدند تا برای سومین بار در طول هفته صدای اعتراضشان را به گوش مسوولین برسانند و فریاد بزنند : ” معلم می‌میرد ، سازش نمی‌پذیرد”،” معلم بپا خیز برای رفع تبعیض”،”تعطیلی مدارس جواب رد مجلس
این شعار ها و شعار های دیگر در سه روز متناوب هفته جاری به شیشه‌های مجلس خورد و طنین فریاد های معلمان به گوش ساکنان خسته خیابان های اطراف رسید ولی دریغ از عکس‌العمل معقول.
معلمان منتظر نتیجه مذاکرات نماینده‌ی معلمان با مجلسیان بودند. ساعت ده ونیم از معلمان خواسته شد که محل را با آرامش ترک کنند تا ۴ شنبه‌ی آینده مهلت دهند تا نمایندگان اقدامی انجام دهند. . افراد شرکت کننده ناراضی از این حرکت و این که تلاششان برای شرکت در این تجمع بدون دستاوردی این گونه پایان یابد به مرور و آهسته محل را ترک کردند . گروهی از جمعیت شرکت کننده چون سیل خروشانی به خیابان آمد و باسر دادن شعار به سمت سرچشمه حرکت کرد . “از فردا مدرسه تعطیل میشه ” ،” معلم اتحاد اتحاد”،” کارگر ، معلم اتحاد اتحاد”و….. شعار هایی بود که فضای خیابان سرچشمه را پر کرده بود . مقابل مسجد سپهسالار یک باره معلمان مورد هجوم گارد ویژه با لباس های چرمی سیاه و نیروی انتظامی قرار گرفتند، فرار مردم از زیر باتوم‌های ماموران و فریادشان که :” نیروی انتظامی خجالت خجالت” فضای خیابان را پر می کرد. هرگاه که کسی در چنگال آن‌ها گرفتار می‌آمد :” ولش کن ولش کن ” سراسر خیابان را احاطه می‌کرد
سه روز تجمع باشکوه معلمان هنوز هیچ پاسخ صریح و روشنی از طرف مسوولان مملکتی نگرفت. در طول این هفته این سومین روزی بود که معلمان از سراسر کشور می‌آمدند و بی نتیجه باز می گشتند ولی دلزده و مایوس نبودند، حتی دستگیری های کوتاه مدت فعالان آن ها، تاثیری در روحیه‌شان نداشت .
یکشنبه ۲۰/۱۲/۸۵، از ساعت پنج صبح هزاران نیروی پلیس و ضدشورش تمامی محل‌های جلو مجلس و خیابان های اطراف را به صورت یک دیوار انسانی احاطه کرده اند . باور کردنی نبود این همه نیرو برای معلمانی که چیزی جز شرافت فرهنگی – اجتماعی خود را نمی‌خواهند؟
۲۳ اسفند پروژه سرکوب، در غیاب معلمان معترض با دستگیری تعدادی از معلمان کامل شد و بار دیگر فضای یاس و ناامیدی بر فعالیت های معلمان سایه افکند، هر چند تشکل‌های صنفی برای ادامه اعتراضات در فروردین ۸۶ فراخوان دادند اما نیروهای امنیتی بیکار نشدند و بدنه معلمان را با احکام تعلیق، اخراج و توبیخ زیر ضرب گرفتند. اعتراضات به صورت ناهماهنگ در بهار ۸۶ ادامه یافت اما دولت توانسته بود همچون دولت پیشین مطالبات برحق معلمان را منکوب کند.
با بررسی و بازخوانی این اعتصابات می‌توان جمع‌بندی مختصری از بیش از نیم قرن فعالیت معلمان به شکل زیر ارایه نمود:
اول- معلمان از قدرت بسیج‌کننده منحصر به فردی در سطح جامعه برخوردارند این موقعیت به خاطر وضعیت شغلی آنان است که از یک طرف به عنوان بزرگترین نیروی کار مزدی دولتی با حاکمیت در ارتباطند و از سوی دیگر اکثریت جامعه را به خاطر شغل معلمی مخاطب قرار می‌دهند
دوم- دولت‌ها نه تنها نمی‌توانند در امر پیشبرد مطالبات معلمان موثر باشند بلکه از زمان دولت اصلاح‌طلب علی امینی تا محمد خاتمی و حتی دولت احمدی نژاد، نقش موثری در سرکوب معلمان داشته‌اند. پس نمی‌توان در امر اجتماعی به نیروی دولت که نماینده طبقه مسلط است متکی شد.
سوم- تشکل‌ها نقش موثر و اساسی در به ثمر نشستن خواست‌های معلمان داشته‌اند اما به خاطر فقدان تشکل‌های مستقل از قدرت در بزنگاه اعتراضات و به خاطر تحلیل نادرست از شرایط و اعتماد نابجا از دولت منافع صنفی معلمان را قربانی نموده‌اند. در اعتراضات زمان پهلوی وقتی مطالبه معلمان به تغییر وزیر و پیگیری از ناحیه دولت تقلیل یافت، اعتراضات عقیم ماند و در اسفند ۸۵ نمایندگان تشکل‌های صنفی به جای اتکا به بدنه‌ی خود، میز مذاکره و رایزنی را انتخاب نمودند به قدرت بسیج عمومی کم بها دادند و جنبش عدالت‌خواهی خود را در راه دفاع از دولت خاتمی سربریدند و در غیاب معلمان حامی خود قربانی سرکوب دولتی شدند.
چهارم- معلمان در این اعتراضات خود به مساله آموزش برابر و کیفی کم بها دادند و مطالبات خود را به امر رفاهی تقلیل دادند لذا قسمتی از بدنه اجتماعی حامی خود را از دست دادند، مطالبات باید در مسیر جنبش دموکراسی خواهی با خواست‌های سایر طبقات اجتماعی گره می‌خورد اما اسیر پیوند با بخشی از بدنه قدرت گردید.
پنجم- تشکل‌های دارای مجوز به خاطر نزدیکی به قدرت هرگز از تشکل‌یابی آزاد معلمان حمایت نکردند و آن را به عنوان یک خواسته برحق مطرح نکردند. نوعی تنگ نظری و سیاسی کاری مانع شکل‌گیری اندیشه‌های غیر دولتی در دوره های مختلف گردید. این فقدان راه را برای برخورد با همین تشکل‌ها نیز گشود و با تغییر دولت‌ها، دولت‌های جدید تشکل‌های دولت ساخته قبلی را در هم کوبیدند.
ششم- معلمان و تشکل‌های صنفی فعال نتوانستند حرکت خود را با حرکت کارگران ، پرستاران و سایر زحمتکشان پیوند زنند، هر چند در سطح شعار و بیانیه آن را مطرح نمودند.
با این اوصاف مطالبات صنفی معلمان هرگز خاموش نشد و معلمان و تشکل هایی که داعیه دفاع از حقوق معلمان را دارند می توانند فصل نوینی در مسیر خود بگشایند به شرطی که اسیر و درگیر مسایل سیاسی نشوند و به بازوی حاکمیت تبدیل نگردند.
خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران با درود به معلمان آزاده که علیه ظلم و ستم آخوندی دست به تحصن زده‌اند، گفت:‌ وضعیت فاجعه‌بار معلمان شاغل و بازنشسته محصول سیاست‌های چپاولگرانه و سرکوبگرانه رژیم ضدفرهنگی آخوندهاست و تا این رژیم بر سر کار است وخیم‌تر هم می‌شود.
وی عموم مردم به‌ویژه جوانان را به همبستگی با فرهنگیان که با انواع تبعیضها و مشکلات دست به‌گریبانند، فرا‌خواند و گفت: اعتصاب معلمان و فرهنگیان در ادامه اعتصاب رانندگان زحمتکش کامیون و اعتصاب بازاریان در هفته گذشته، نشان از شعله ورتر شدن خشم و نفرت عموم مردم از رژیمی است که تنها شکنجه و اعدام، جنگ و تروریسم، فقر و بیکاری و فساد و چپاول برای مردم ایران به ارمغان آورده است.


داستانی واقعی

در قلمرو زيباي انساني يا در منجلاب فساد و تباهي

در قلمرو زيباي انساني يا در منجلاب فساد و تباهي پایانی بر داستان یک توطئه به:  خواهران  مجاهد سميه محمدي و زينب حسين نژاد،...